از کوچه های خاکی تربت جام تا کانالهای آبی ونیز
اکتبر 23, 2009
پس از مدتها انتظار به پایان رسید و آلبوم جدید محسن نامجو منتشر شد .
این آلبوم که همانند آثار قبلی این هنرمند نامی غیر متعارف دارد به نوعی کارنامهٔ هنری نامجو نیز شمرده میشود ، چرا که نامجو در عین وفاداری به موسیقی تلفیقی خود تمامی تاثیراتی که از ابتدای آغاز به کار خود در زمینهٔ موسیقی از سبکهای مختلف گرفته را دا این البوم ارائه کرده . این آلبوم به لحاظ تکنیکی از تمامی آثار قبلی هنرمند قویتر بوده و تنوع بسیار بیشتری دارد که البته این مهم مرهون ضبط در استودیویی پیشرفته و استفاده از تعداد بیشتری نوازنده و ساز میباشد ، کما اینکه صداهایی مانند آکاردئون نیز در تعدادی از آهنگها به گوش میرسد .در این آلبوم به همان اندازه که میتوانید تاثیرات موسیقی حاج قربان ، پیرمردی که در روستایی در اطراف قوچان زندگی میکند و زخمههای دوتارش مرزهای جهانی شدن را در نوردیده ، را احساس کنید ، میتوانید صدای موسیقی پیرمرد دوره گردی را بشنوید که در کوچههای تنگ شهری در جنوب ایتالیا از نواختن آکاردئون روزگار میگذراند . در این آلبوم در عین اینکه شخصیترین لحظات عشق بازی با معشوق با ریزترین جزئیات و حتا اصواتی که همیشه از تکرار آن حتا در تنهایی هم شرم داشته اید به زیبایی هرچه تمام تر و به نوعی برای اولین بار در موسیقی ایرانی تصویر میشود ، شنیدان در هم امیختن نوای جادویی سه تار و کلام قرآن نیز ممکن است .در ادامه نگاهی گذرا داریم به تک تک آهنگهای این آلبوم .
آلبوم با آهنگ همش آغاز میشود . این آهنگ شبیهترین آهنگ این آلبوم به کارهای قبلی نامجوست تمامی مولفههای موسیقی نامجو را میتوانید در این آهنگ بیابید کلام نامتعارف ، تلفیق موسیقی ایرانی و غربی نیشهای اجتماعی و … ولی آنچه این آهنگ را در نوع خود خاص میکند لطافت صدای گلشیفتهٔ فراهانی و نوای اکاردئون در پس زمینهٔ آهنگ است . موسیقی نامجو و کلا موسیقی امروز کشور ما به نظر من از نوعی کمبود زنانگی رنج میبرند و این موضوع با نگاهی به لیست بلند بالای مردان خواننده اثبات میشود و در عین حال یافتن صدایی زنانه که به گوش و دل نشیند حکم کیمیا را دارد . نامجو با تیزهوشی این نقیصه را دریافت و در این آلبوم به کرّات از نوای زیبای گلشیفته استفاده کرده است .
پس از آهنگ همش میرسیم به آهنگ شمس ، آهنگی که شاید یکی از عجیبترین آثار موسیقی معاصر ایران باشد . آهنگ پر سرو صدایی که پیش از شکایت کذایی آن قاری گمنام برای متعصبترین طرفداران نامجو هم ناشناخته بود ولی پس از شکایت و عذرخواهی نامجو که بسیاری از طرفداران این خواننده ساختار شکن را نیز ناراحت کرد ، به یکی از معروفترین آهنگهای این خواننده تبدیل شد . البته پس اعلام حکم دادگاه نامجو که از انتشار غیر قانونی این آهنگ بسیار ناراحت بود تصمیم به انتشار رسمی آن در آلبوم جدید خود کرد . تلفیق سه تار و قرآن و نامجو و گلشیفته کاریست که فقط از خود نامجو بر میاید و چه زیبا این مهم صورت گرفته که به شخصه آتیستهای زیادی را میشناسم که با علاقه به کلام قرآن گوش فرامیدهند .
آهنگ بعدی دلا دیدی نام دارد که آهنگی نسبتا قدیمی بوده ولی با اجرای جدیدی منتشر شده و همچنان امضایٔ نامجو را بر خود دارد .
آهنگ چهارم این آلبوم قشقایی نام دارد . آهنگی فلکوریک از دامنههای پر غرور زاگرس و زمزمههای مردان و زنانی ریشه دار و اصیل . نامجو در این آهنگ به نوعی دین خود را به موسیقی سنتی ادا میکند و بدون هیچگونه دخل و تصرفی آهنگی قدیمی را باز میخواند .
پس از قشقایی میرسیم به جنجالیترین تراک این آلبوم ، شعر بی نظیر دو دراز کش مالامال . و چه زیباست روایت نامجوی ساختار شکن از همامیزی زن و مرد . تابویی دیگر که به دست نامجو شکسته میشود . اصولا زبان فارسی در روایت این مسائل زبان نیرومندی به حساب نمیآید که این ضعف شاید به اخلاقی بودن همیشگی ایرانیها باز میگردد . در ادبیات کلاسیک ایران هرچقدر که وصف ٔگل و بلبل و می و معشوق به وفور یافت میشود به ساختی میتوانید آثاری بیابید که وصف وصال معشوق را شرح دهد و اگر هم مواردی معدود مانند عبید زاکانی و ایرج میرزا بیابید نه تنها لطافتی در وصف حال وصال مشاهده نمیکنید بلکه آثار این بزرگان هم تنه به تنه گفتگوهایی رایج خیابانی میساید نه لطافت و لذت هماغوشی . اگرچه در ادبیات امروز ایران هستند کسانی که این تابوها را شکسته اند ولی حد اقل چنین امری در عرصه موسیقی بسیار نو و کم نظیر به حساب میاید .
آهنگ بعدی خانباجی نام دارد که به شخصه وقتی نام این آهنگ را دیدم القیی به حتا شنیدنش هم نداشتم ولی وقتی به اکراه و پاس از تمامی آهنگهای آلبوم شروع به گوش دادن این آهنگ کردم ، اثری اصیل و بدیع یافتم که مرا تا کوچههای خاکی کوچکی کشاند . سه تاری که با هنرمندی هرچه تمام تر نوخت میشود و همخوانی زیبای دو هنرمند . این اثر بازگشت هنرمند است به اصل و ریشهٔ خود . نوایی آرامش بخش که یادآور لالاییهای مادر بزرگ در دوران کودکی و بی تکلفیست . و اعاده احترامی به ساحت تمامی خانباجیها و حاج قربانها که امروز پشت غبار فراموشی قرار دارند .
آهنگ هفتم نام دارد یکی از زیباترین مصادیق تلفیق ، موسیقی سنتی ایرانی و آهنگی اسپانیایی ، هم آغوشی اشعار زیبای ایرانی و اسپانیایی در بستر موسیقی قدرتمند نامجو ، اشعاری که هردو معانی تقریبا یکسانی دارند ولی در بعد جغرافیایی زادگاه فرسنگها فاصله دارند که این فاصله بین سه تار ایرانی و آکاردئون اروپایی هم دیده میشود و صدای نامجو و گلشیفته این دو را به بهترین شکل ممکن یکی کرده . این آهنگ به نظر صاحب این قلم شاهکار این آلبوم به حساب میاید .
آخرین آهنگ این آلبوم فقیه خوشگله یا گلادیاتورها ، شعری که گرچه خیلی تازه نیست اما در حاشیه یکی از گردهماییهای سبزهای خارج ایران برای اولین بر به عنوان اعلام همبستگی شاعر با جنبش مردم دکلمه شد و با اضافه شدن موسیقی زیبا به مرز پختگی رسید که در فرداها به عنوان طعنهای به وضعیت کنونی ایران به یادگار بماند . در این شعر ، شاعر با تشبیه خدا به مرد و مقام معظم به زن گفتگوی بسیار زیبایی را پدید میاورد که خالی از جنبهٔ طنز هم نیست و مطلق گرایی رهبران کنونی سرزمین مادری را به سخره میگیرد .
در مجموع این آلبوم را آلبوم پر باری میدانم و فکر میکنم سخنگوی مناسبی برای دغدغههای نسل کنونی ایران بوده و یادگار خوبی از ساختار شکنترین موزیسین امروز ایران باشد .